تبلیغات
پیشرفت درکنار علم وادب - استحسان
نقد و بررسی مسئله استحسان


نویسنده: محمدهادی قبادی

مقدمه:
    در استنباط احکام اسلامی پیوسته با دو دسته از منابع روبه رو می شویم. یکی، منابع اصلی و دیگری منابع فرعی. منابع اصلی برنص یا نقل تکیه دارند و شامل قرآن و سنت اند. منابع فرعی بر عقل، یعنی اجتهاد استوارند و اجماع، قیاس، عقل، استحسان، استصلاح، سدزرایع و عرف را در بر می گیرند. از آنجا که در پاره ای از مذاهب اسلامی استحسان کاربرد گسترده ای دارد لذا شایسته است تا نگاهی به دیدگاه های پیشوایان و برجستگان آن مکتب ها بیندازیم. حال قبل از هر چیز لازم است نگاهی به تعریف استحسان و تاریخچه آن داشته باشیم.
    استحسان چیست؟
    اصطلاحی برای روشی از روش های اجتهادی در فقه اهل سنت که غالبا در عرض قیاس مطرح می شود. این واژه در لغت به معنی “نیکو شمردن” است و در فقه سده نخستین، نمودی از عنصر اجتهاد رای بود که در فقه سده 2 ق، به ویژه نزد ابوحنیفه و پیروان او مفهومی محدودتر و مشخص تر یافت. مولفان کتب اصول فقه که در سده های بعد درصدد ارائه تعریفی روشن از استحسان بوده اند، از ماهیت آن نزد فقیهان سده 2 ق تصوری مبهم داشتند و همین امر موجب می شد تا تشتتی گسترده در تعریف های آنان رخ نماید. در نگرشی کلی و با لحاظ کردن مشترکات مطرح شده در این تعاریف، می توان به اجمال، استحسان را عدول از حکم قیاس به حکمی دیگر، یا به تعبیر دیگر عمل نکردن به قیاس در موارد خاص و به جهتی خاص انگاشت.(1)
    حال می توان گفت که این نوع از عدول که در اجتهاد افراد مختلف، متفاوت است و فتاوی مختلف از نوع نگاه متفاوت را به جا می گذارد در واقع این استحسان از ذوق مجتهد نشات گرفته و می بایست که نیکو شمردن و پسندیدن را معادل با ذوق و سلیقه مجتهد دانست. حال به ذکر پاره ای از تعاریف در مورد استحسان می پردازیم که به رغم اختلافاتی که با هم دارند ولی دارای نکات عمده مشترک می باشند و آن تعاریف عبارتند از:
    - بیرون کشیدن مسائل پیچیده. این تعریف را ابن عابدین نقل کرده است.
    - دلیلی که در نفس مجتهد جای می گیرد و بیانش برای او دشوار است.
    - عدول از حکم دلیل به عادت به واسطه مصلحت.
    - عدول از قیاس به قیاس قویتر و به دیگر سخن، عدول دادن حکم مسئله ای از حکم نظایر آن به واسطه دلیلی که موجب تخصیص است.
    - تخصیص قیاس به واسطه چیزی یا دلیلی قویتر از آن.
    - ترک قیاس جلی به واسطه دلیلی اعم از خبر واحد و جز آن، یا ترک قیاس به واسطه قول صحابی. این تعریف به حلوانی نسبت داده شده است.
    - وا نهادن قیاس و پذیرش آنچه برای مردم مدارای بیشتری را در بردارد.
    - استحسان عبارت است از آنکه انسان از اینکه در مسئله ای به همانند آنچه در دیگر موارد نظیر آن حکم کرده است، به خلاف آن عدول کند، به واسطه وجهی قویتر از دلیل آن وجه نخست که مقتضی چنین عدولی است.
    - استحسان عبارت است از ترک وجهی از وجوه اجتهاد که مشمولی به سان مشمول الفاظ ندارد، به واسطه وجهی قویتر از آن، در حالی که وجه در این حکم جدید چیزی طاری و عارض بر آن وجه نخست است.(2)
    که در تمامی تعاریف بالا عدول از حکم کاملا نمایان است و نقطه اشتراک تعاریف بالا نیز همین بحث عدول از حکم می باشد.
    - تاریخچه استحسان:
    هنوز بدرستی مشخص نیست که استحسان برای اولین بار در چه زمانی به مفهوم اصلی خود به کار رفته است.
    اما از مطالعه در عبارات نقل شده از صحابه و فقهای تابعین بر می آید که نزد ایشان بسیار مرسوم بود که گزینش اجتهادی خود را نه با تعبیری قاطع به عنوان حکمی مسلم از شریعت، بلکه تعبیرهایی چون “احب الی” بیان کنند. مقصود از کاربرد چنین تعبیرهایی نه بزرگ شمردن رای خود، بلکه گونه ای از احتیاط در صدور حکم شرعی بود. دور نیست که نخستین کاربردهای تعبیر “استحسن” در لسان فقها، بیانی از رای اجتهادی خود بر همین شیوه بوده باشد. مثلا در مفهومی نزدیک تر به تعاریف اصولی استحسان، یکی از کاربردهای قدیم این واژه از نقل بخاری از فقیهی از تابعین دیده می شود که “اقرار مریض را به سبب سوءظن او نسبت به وارثان جایز ندانسته است، اما سپس استحسان کرده و گفته است که اقرار مریض به ودیعه و مضاربه جایز تواند بود” و در این کاربرد عنصر عدول از یک اصل، به روشنی دیده می شود. (3) لذا اینگونه به نظر می رسد قبل از ابوحنیفه که بسیاری وی را به عنوان پایه گذار اصلی استحسان نامیده اند در آثار صحابه و تابعین قبل از او، استحسان به معنای مصطلح امروزیش متداول بوده است. مثلا عبدالله بن عمر از کسانی بود که پای استحسان را برای استنباط در رویدادهای تازه باز کرد. با این حال اولین کسی که اصطلاح استحسان را به کار گرفت، ابویوسف (م، 182 ه-) شاگرد برجسته ابوحنیفه و قاضی القضات هارون الرشید بود که در صورت اضطرار و ضرورت از این روش امتحان بهره می گرفت.(4)
    همچنین مالک بن انس (م 179 ه-) پایه گذار مکتب و مذهب مالکی، در پیوند با احکام فقهی که در حدیث برای آنها منبعی نمی یابد، اصطلاح استحسان را به کار می گیرد:”این مسئله ای است که از پیشینیانم چیزی به من نرسیده است. این چیزی است که برابر دیدگاه خویش آن را پسندیده ام و رای داده ام”. (5) با این حال هرگز مالکیان همچون حنیفیان به کاربرد استحسان شهرت نیافته اند. از پیشینیان مالکی، اصنبع بن فرج، کاربرد استحسان را در فقه غالب تراز قیاس دانسته اند. (6)
    حجیت استحسان:
    کسانی که از استحسان به عنوان یکی از منابع اجتهاد پیروی می کنند، برای اثبات حجیت آن از قرآن و سنت و اجماع دلیل آورده اند.
    الف- قرآن
    از قرآن به چند آیه استناد نموده اند که عبارتند از:
    1- واتبعوا احسن ما انزل الیکم من ربکم: از بهترین آنچه از سوی پروردگارتان برای شما فرستاده شده است پیروی کنید. (زمر/ 55)
    2- فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه: پس به بندگانم که به سخن گوش فرا می دهند و نیکوترین آن را پیروی می کنند مژده بده (زمر/ 18)
    3- و من احسن قولا ممن دعا الی الله و عمل صالحا” و کیست نکوتر در سخن از آن که بخواند به سوی خدا و کردار نیک انجام دهد (فصلت/ 33)
    4- و امر قومک یا خزوها با حسنها و بفرمای قومت را تا نیکوترین آن (تورات) را برگیرند. (اعراف/ 145)
    5- و ما جعل علیکم فی الدین من جرح در دین بر شما رنجی را ننهاد (حج/ 78)
    6- یریدالله بکم الید و لا یرید بکم العد: خدا بر شما آسان خواهد و نخواهد برای شما سختی را. (بقره/ 185)
    همانگونه که مشاهده می شود در این آیات هم خانواده های واژه استحسان (احسن) و نیز اصطلاح عسر و حرج به معنای تنگدستی و رنج و سختی دیده می شود.
    ب- حدیث
    حدیثی از پیامبر (ص) که عبدالله بن مسعود نقل نمود که فرموده: “ما راه المسلمون حسنا نهو عندالله حسن...” مسلمانان آنچه را نیکو شمارند پیش خدا نیکوست. اگر چه سیف الدین آمدی (م 631 ه-) این گفته را حدیث پیامبر دانسته است ولی بسیاری دیگر در ریشه و پیشینه حدیث بودن آن دودلی نشان داده اند و آن را از سخنان خود عبدالله مسعود، به شمار آورده اند. برخی گفته اند گیریم که این سخن از پیامبر (ص) نباشد و عبدالله مسعود آن را بر زبان رانده باشد، باز هم سبک و سیاق آموزش های اسلامی و این فرموده پیامبر (ص) همخوان است که: امت من بر گمراهی گرد نمی آیند (لا تجتمع امتی علی الضلول( )7) و بدین گونه خواسته اند پشتوانه ای برای کاربرد استحسان بیابند.
    پ- اجماع:
    برای اثبات حجیت استحسان از طریق اجماع به یک مثال عرفی استناد نموده اند که گفته اند با آن که در اجاره باید عوض و معوض معلوم باشد، ولی همگان برآنند که به هنگام رفتن به گرمابه نیازی نیست تا زمان ماندن و اندازه مصرف آب را تعیین کنیم، با آن که همه جا نرخ معینی و ثابتی هم به گرمابه دار نمی پردازیم. این کار از روی استحسان انجام می پذیرد، زیرا هیچگاه پیشتر درباره بهای پرداختی و مانند آن با گرمابه دار قرار و مداری نمی بندیم. (8)
    ت- عقل:
    در بیان دلیل عقلی می گویند: احکام شرعی مبتنی بر مصالح و مفاسد است و توجه به صالح و مفاسد و علل احکام صحت قیاس را به دنبال دارد. و به دلیل آنکه قیاس گاهی به نتیجه نامطلوبی منجر می گردد، بنابراین عقل اقتضاء می کند که قیاس را رها کرده و به مقتضای مصلحت عمل کنیم. (9)
    هواداران استحسان:
    مذاهب حنفی، مالکی، جنبلی در استنباط احکام از روش استحسان بهره برده اند، اگر چه درباره گستره آن با یکدیگر همداستان نبوده اند. با این همه، حنفیان بیشترین پشتیبانی را از استحسان نموده اند. فقیهان حنفی از سرخسی (م 483 ه-)، نسفی (م 709 ه-) و دیگران گرفته تا بحرالعلوم (م 1255 ه-) همگی کوشیدند تا در برابر بر خرده هایی که بر این نظریه می گرفتند بایستند و پاسخ دهند. آنان با تعیین قلمرو و ساماندهی دقیق تر به نظریه استحسان به دعوی کسانی پاسخ می دادند که می گفتند عقیده دلخواه فقیه شخص حوزه گسترده ای یافته است. اگر چه در مواردی خاص، قاعده استحسان از قیاس فاصله می گرفت ولی کاربرد آن- به گفته آنان- با خواستها و ذوقهای شخصی و نبود اندیشیدنی روشمند انجام نمی گرفت. (10)
    شیعه زیدیه استحسان را در استنباط احکام دلیل به شمار می آورد. اباضیان نیز دارای همین پایگاهند، ولی آن را گونه ای استدلال می دانند.
    مخالفان استحسان:
    در مقابل مذاهب هوادار نظریه استحسان، مکاتب شیعه، شافعی و ظاهری هیچ گاه به استحسان به چشم یکی از دلیلهای شرعی نمی نگریستند و با آن ناسازگاری نشان می دادند. همچنین در میان حکایت اهل تسنن، شافعی بیشترین واکنش را نشان داده است. شافعی در اواخر سده (2ق) ضمن تدوین کلیات اصول فقه، استحسان را با این تلقی که مبنایی جز پسند شخصی ندارد، به شدت مورد حمله قرار داده است و آن را نوعی بی قیدی در اجتهاد انگاشته است او در رد این شیوه فقهی، علاوه بر بحثهای پراکنده در آثار مختلف خود، کتابی مستقل با عنوان ابطال استحسان نوشته است (11) وی می گوید طریق اجتهاد قرآن، سنت، اجماع و قیاس است اما استحسان در این ردیف قرار نمی گیرد و الا باید هر کس بتواند در مسائل اسلامی اظهارنظر کند ولو هیچ گونه آشنایی با مبانی اسلام نداشته باشد. پس استحسان حکم بر وفق میل و هوی و هوس است. (12) نگرانی شافعی در سخن زیرین او آشکار است:
    “خداوند به هیچ بشری حتی پیامبرش (ص) اجازه نداده است تا بی علم و آگاهی کامل و تمام در نزد خویش به ارائه نظرهایش بپردازد. (13)بدین گونه، اگر کسی برخلاف سخن بالا استحسان را به کار بندد در برابر بزرگترین قانون گذار- خداوند- به قانون گذاری دست یازیده است. (14)
    در نگاه دیگر می توان گفت کسانی که قیاس را در مذهب خود پذیرفته اند یعنی شیعه، متعزله و ظاهریه (15)، استحسان را نیز پذیرا نیستند.
    استحسان در مذهب حنفی دو مرحله را پشت سر نهاده است.
    مرحله اول، دوران به کارگیری واژه استحسان بدون تعیین مضمون و محتوای آن.
    هرکس به منابع فقهی حنفی نگاه بیفکند خواهد دید که در آنها دو واژه قیاس و استحسان به فراوانی همراه با یکدیگر به کار می رود و به عنوان مثال گفته می شود، حکم این مسئله فلان است، ولی ما چنین استحسان می کنیم. یا گفته می شود: استحسان چنین حکم می کند و قیاس خلاف آن را اقتضاء می کند و ما حکم قیاس را می گیریم، و همانند این تعبیرها. برای نمونه در این مسئله که بر زنای کسی گواهی داده شده و در نتیجه به تازیانه زدن او حکم شده باشد ولی هنوز اجرای این حد به پایان نرسیده که دو شاهد به احصان او گواهی داده اند ابوحنیفه می گوید، حکم رجم را به اقتضای استحسان و بر خلاف قیاس ثابت می دانیم. (16)
    بدین ترتیب، در طی دوره نخست این اصطلاح در گفتار عالمان حنفی به کار می رفته است. ولی از سوی خود آنها تعریفی مشخص در این باره ارائه نمی شده است. از همین رو آنان به سبب استحسانی که از آن سخن می گفته اند مورد انتقاد دیگران قرار گرفته اند و عالمان از هر سویی خرده گرفته اند؛ محدثان و فقیهان از سویی و متکلمان از سویی دیگر به همه نیز یا درباره این گروه می گفته اند. “در پی خواسته های نفسانی خود تشریع می کنند” و یا می گفته اند “حدیث رسول خدا را به استناد رای خود وا می گذارند”. (17) ادامه دارد
    منابع:
    1- دائره المعارف بزرگ اسلامی، پاکتچی، احمد، مقاله استحسان، ج8، ص 165
    2- حسین صابری عقل و استنباط فقها ص 278- 289
    3- دائرالمعارف صص 165- 166، مقاله استحسان، پاکتچی، احمد
    4- محمدابراهیم جناقی، منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی ص 315
    5- مالک بن اسن المعروفه الکبری ج 16 ص217
    6- دائره المعارف ص 167
    7- ساکت مقال استحسان در نگاه ابن تیمیه ص 48
    8- عبدالکریم بن علی غله المذهب فی علم اصول فقه متارن، ج 3، ص 998
    9- عیسی ولایی فرهنگ تشریحی اصطلاحات اصول، صص 56- 57
    10 -ساکت استحسان در نگاه ابن تیمیه، ص 49
    11- دائره المعارف، پاکتچی، احمد، مقاله استحسان، ص 166
    12- عیسی ولایی، ص 56
    13- ساکت استحسان در نگاه ابن تیمیه، ص 50
    14- غزالی، المستصفی من علم الصول، ج ،1 ص 274
    15- محمد تقی حکیم، اصول العامه فی الفقه المقارن، ص 363
    16- مصطفی ابراهیم الزلمی خاستگاه های اختلاف در فقه مذاهب، صص 463- 464
    17- همان، ص 464

درباره وبلاگ


  • سلام دوستان عزیزمااین وبلاگ رابرای افزایش اطلاعات واگاهی شماازجدیدترین اخبار واطلاعات ورویدادهای دنیای فناوری وتکنولوژی ساختیم. وبلاگ انجیرباعنوان پیشرفت درکنارعلم وادب امیدواراست بتواندخدمتی به شماکرده ودراوقات فراغت باشماباشد.این وبلاگ همانندیک مجله ی خبری اینترنتی است وجدیدترین اخباررابرای شما دراینجابه نمایش خواهد گذاشت؛از انتخاب شما متشکریم

نویسندگان

  • فرشید استادعلی(123)

نظر سنجی

این وبلاگ راچگونه می بینید؟