تبلیغات
پیشرفت درکنار علم وادب - عقابی که نتوانست پرواز کند.

عقابی که نتوانست پرواز کند.

دوشنبه 10 اسفند 1388 20:31   نویسنده : فرشید استادعلی      


داستانی درمورد عقابی که هیچوقت نتوانست پرواز کند.

عقاب   داستان عقاب  عقابی که نتوانست پرواز کند

مردی تخم عقابی پیدا کرد و آن را در لانه مرغی گذاشت.
عقاب با بقیه جوجه ها از تخم بیرون آمد و با آن ها بزرگ شد. در تمام زندگیش همان کارهایی را انجام داد که مرغها می کردند؛ برای پیدا کردن کرم ها و حشرات زمین را می کند و قدقد می کرد و گاهی با دست و پا زدن بسیار، کمی در هوا پرواز می کرد. سالها گذشت و عقاب خیلی پیر شد. روزی پرنده با عظمتی را بالای سرش بر فراز آسمان ابری دید. او با شکوه تمام، با یک حرکت جزئی بالهای طلاییش برخلاف جریان شدید باد پرواز می کرد. عقاب پیر بهت زده نگاهش کرد و پرسید: این کیست؟ همسایه اش پاسخ داد: این یک عقاب است. سلطان پرندگان. او متعلق به آسمان است و ما زمینی هستیم. عقاب مثل یک مرغ زندگی کرد و مثل یک مرغ مرد. زیرا فکرمی کرد یک مرغ است.

از این داستان می فهمیم:

::که هر چه بیندیشیم همانیم::


برچسب ها: عقاب ، حیوانات ، پرواز عقاب ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 10 اسفند 1388 20:50
دیدگاه ها ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

درباره وبلاگ


  • سلام دوستان عزیزمااین وبلاگ رابرای افزایش اطلاعات واگاهی شماازجدیدترین اخبار واطلاعات ورویدادهای دنیای فناوری وتکنولوژی ساختیم. وبلاگ انجیرباعنوان پیشرفت درکنارعلم وادب امیدواراست بتواندخدمتی به شماکرده ودراوقات فراغت باشماباشد.این وبلاگ همانندیک مجله ی خبری اینترنتی است وجدیدترین اخباررابرای شما دراینجابه نمایش خواهد گذاشت؛از انتخاب شما متشکریم

نویسندگان

  • فرشید استادعلی(123)

نظر سنجی

این وبلاگ راچگونه می بینید؟